خرید بک لینک

خیلی وقت گذشته از روزی که a برگشته... بعد از اون یکباریی که بلاک کرد و باهاش حرف زدم و از بلاک درم آورد دوباره دو سه روز پیش بلاکم کرد... احتمالا دیده تنها راهی که منو به حرف میاره اینه باز بلاک کرده...

من اما هیچکاریی نکردم اینبار... هر روز و هرشب منتظرم از بلاک دربیاره ولی نمیاره... منم جاش بودم در نمیاوردم حداقل تا یه ماه!!!

چقدر دلم میخواست منو دوست داشت... از اولش نه الان... الان کلی دلیل و برهان و خاطره و نکته هس که یادم میاد و ازش متنفر میشم... اینکه اون زمان اصلا بهم محبت نمیکرد مثل یه گره چرکین روی دلم مونده و فراموش نمیشه... راستش خیلی خنده داره کسی سه سال تمام بهت بگه علاقه ایی بهت نداره و بعد یهو ورق برگرده و بگه دوستت داشته ولی نمیتونسته بگه...

اون زمان رو کوفتم کرد... الان رو داره کوفتم میکنه... هر شب میگم از دلش در میارم و آشتی میکنیم... ولی نمیدونم دقیقا چی رو باید از دلش دربیارم؟! من هرکاری میتونستم کردم... حتی خیلی بیشتر از چیزیی که لازم بود... ولی چی دیدم ازش؟ یه دلم تنگ شده و یه دوستت دارم که بعد از سه سال اعتراف کرد اونم چه اعترافی!!!! با اکراه!!!!!!!

دلم نمیخواد بیشتر از این تنها بمونم چون داره رابطه ی دو طرفه فراموشم میشه... طرف مقابل رو یه مزاحم میدونم که همش باید نگرانه حالش باشم اینکه خوبه یا بد... موقعیتش چی...کارش چی... نکنه با خانوادش حرفش شده باشه... نکنه اصلا مشکل شخصیتی داشته باشه... نکنه نکنه نکنه...

یعنی علاوه بر وجود این موارد برای شخص خودم باید اینا رو برای یه آدم دیگه حل کنم... یه آدم دیگه که مثل خودم منعطف نیست و جبهه میگیره مقابل تغییرات... و جوون آدمو بالا میاره....

دقیقا دقیقا دقیقا درباره ازدواج هم همین افکار وجود دارند خوده طرف مقابل و دردسرهاش بعلاوه ی یه خانواده و خاندان اضافه که هر کدوم ساز خودشون رو میزنن و باید به چشم مهاجم ببینیشون تا موفق بشی جوون سالم به در ببری :/

چون دیدم اونهمه از خود گذشتگی برای a هیچ نتیجه ایی نداد تصمیم گرفتم خودخواه باشم و به فکر شخص خودم باشم فقط و فقط و فقط.... الان راضیم... مراقب خودم بودم... برای خودم بودم... خیلی خیلی خیلی کمتر گریه کردم.... ابعاد بزرگتریی از زندگی رو دیدم... ولی حس میکنم احساس از خودگذشتگیم واقعا کمرنگ شده... مهربون بودنم که کاملا ته کشیده...

برای همین به یه آدم واقعی برای دوست داشتن احتیاج دارم... کسی که ارزشش رو داشته باشه... و کمک کنه به خودم برگردم!!!!

+خدایا امشب حالم خوب نیست... کمکم کن که به سلامت بگذره...

برچسب: نویسنده: باربد صالحی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 10:41

صفحه بندی